تبلیغات
نردبان - خاطرات مدرسه
 
نردبان
دوشنبه 8 دی 1393 :: نویسنده : غلامحسین روشن
باز باران با ترانه میخورد بر بام خانه ...............


سلام دوستان آیا شما از دوران مدرسه و یا کودکی خود خاطراتی دارید؟

با ارسال مطلب خود برای درج در وبلاگ ما را یاری فرمایید ،






نوع مطلب : خاطرات مدرسه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 17 دی 1393 06:19 ب.ظ
یادش به خیر دوران دبستان
یادمه کلاس پنجم بودیم که بودیم زنگ آخر معلممون از کلاس رفت بود در کلاس خراب بود قفل شد رومون هر کاری که میکردیم باز نمیشد حدود 30تا بچه فسقلی تو ی کلاس بدون معلم بود بار اولمون بود همه ترسیده بودیم زدیم زیر گریه ...
زنگ اخرم خورد ما تو کلاس محبوس بودیم بچه های کلاسای دیگه میومدن از پشت پنجره برامون دست تکون میدادن ما هم مثل این ادمای زندانی هجوم برده بودیم طرف میله های پنجره سر و صدا میکردیم تا اینکه حدود بعد گذشت یک ساعت یک قفل ساز اوردن و در رو برامون باز کردن
یادش بخیر فکر میکردیم در کلاس در دنیاس و در دنیا برامون بسته شده یادش به خیر چقدر دنیامون کوچک بود در حد یک اتاق 2*2بود
 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :